هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

181

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

طرف مشرق را گرفته ، رانديم . و به خط مستقيم وارد اردو شديم كه در زير قريهء « پول » است . در بين راه ، به نوكرها و سوارها رسيديم . در اين جنگل ، امروز علفى مشابهء « دارچين » كه از « هندوستان » مىآورند ، ديده شد . در اين فصل خشك شده ، تخم كرده بود . طعما و عطرا ، معاينه « دارچين » بود . دهاتى كه امروز ديده شد ، از قريهء « زانوس » الى منزل دست راست توى درّه « لرگان » ، « 1 » وسط راه « كياكلا » [ و ] دست چپ « ساس » « 2 » . جمعه ، هفتم رمضان [ 1292 ه . ق . ] از « پول » به « كجور » بايد رفت . از اردو به فاصلهء قليلى ، به قريهء « پول » رسيديم . امامزاده‌اى است در « پول » ، موسوم به امامزاده على « 3 » . بالاى كوه ، مشرف به قريه ، درخت جنگلى ، زياد بود . مىگفتند امامزاده نظر كرده است . هركس از شاخ [ ه ] هاى آنها [ را ] قطع كند ، يقينا خواهد مرد . از آن جهت است كه اهل ولايت ، اين اشجار را قطع نمىكنند . از گردنهء لاشك گذشته ، صحراى لاشك پيدا شد . از عجايب اين‌كه چندسال قبل كه اين‌جا آمده بوديم ، صحراى لاشك ، خشك بود . 2 سال است [ كه ] درياچه‌اى در وسط جلگهء لاشك پيدا شده ، و آب زيادى جمع شده [ است ] . دور درياچه نزديك [ به ] يك فرسخ است . اطراف آن نى زياد روئيده [ است ] . انواع « مرغابى » دارد و آب به جزئى نسيمى متموّج مىشود . حقيقتا خيلى عجيب است . هركس چيزى مىگويد : بعضى مىگويند سيل آمد و اين‌جا درياچه شد . بعضى مىگويند برف زياد آمد و آب شد و اين درياچه تشكيل يافت . به هر تقدير ، حالا درياچهء خيلى بزرگى است . و عجب‌تر اين‌كه همين زمين‌ها كه آب گرفته ، درياچه شده است . چندين سال بود كه ما بين اهالى « كجور » در مالكيت آن منازعه بود ، كه

--> ( 1 ) . در اصل : تسركان ( 2 ) . بناى اين شهر را به حشره ساس ( از لغت آشورى ساسو ( Sa ? su يا ساسانيان نسبت مىدهند و ظاهرا امروزه به اسلام‌آباد تغيير نام يافته است . ( 3 ) . « ده خيلى بزرگ است . به نظر من 1000 سكنه دارد . نصف ايل « خواجه‌وند » و نصف ديگر « گيل » ، كه از قديم اين‌جاها هستند . امامزاده‌اى موسوم به امامزاده على ، محل زيارتگاهى دارد و بالاى كوه مشرف به ده ، كه بعضى اشجار گرمسيرى كه در جنگل آنجاها از آن درخت نيست غرس شده . » ( روزنامه اعتماد السلطنه ، 28 )